دارم عاشق ترم می شم
با تو چون شقایق ها شراره آتیشم
من عاشق ترم از تو دیوونه ترم از تو
اگه مجنون مجنونی من مجنون ترم از تو
منو در بوسه غرقم کن نمی خوام عشق پنهونی
برقصیم زیر این بارون در این دریای طوفانی
من بی تو نمی رقصم من بی تو نمی خونم
نباشی در کنار من ، من زنده نمیمونم
عاشقت منم ، عاشقم تویی ، تو تو تو با تو
با تو هم قسم ، ای همه کسم ، تو تو تو با تو
آرزوی من ، با تو بودنه ، روز مرگ من ، بی تو بودنه
من عاشق تر از پیشم، دارم عاشق ترم می شم
با تو چون شقایق ها شراره آتیشم
من عاشق ترم از تو دیوونه ترم از تو
اگه مجنون مجنونی من مجنون ترم از تو
منو در بوسه غرقم کن نمی خوام عشق پنهونی
برقصیم زیر این بارون در این دریای طوفانی
من بی تو نمی رقصم من بی تو نمی خونم
نباشی در کنار من ، من زنده نمیمونم

سکوت
و دیگر هیچ
و صدایی به بلندای همه بودنها
در ساحلی زیبا
آنگاه که با زیبا ترین ساز دنیا
ترانه دوستت دارم را سرودم
چیستی تو
در پی هر واژه از نامت بی قرار می شوم
کیستی تو
در پی هر یادت در وجودم غوقا به پا می شود
و چه زیباست
با عشقت
با یادت
با نامت
به انتظار گرمی آغوشت
منتظر ماندن
وعده دیدار
نزدیک تر از نزدیک
در دستان من و توست
دوستت دارم دل آرامم ( شعری از من برای تو )
.jpg)
یک شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری بسوی تو می ایم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می ایم
سرتا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان
پر میکنم برای تو دامان را
از لاله های وحشی کوهستان
یک شب ز حلقه که به در کوبم
در کنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد تن من بی تاب
در بازوان گرم تو می لغزد
دیگر در آن دقایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون کودکان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید
یکشب چو نام من به زبان آری
می خوانمت به عالم رویایی
بر موجهای یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریایی
یکشب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو میسوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو میدوزد
از زهره آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یکشب چو نوری از دل تاریکی
در کلبه ات شراره میافروزم
آه ای دو چشم خیره به ره مانده
آری منم که سوی تو می ایم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می ایم


لحظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام
مستم
در انتظار بوئیدن یار
کسی که امید وار است هیچ گام نا امید نکن
شاید امید تنها دارایی او باشد

امروز دوباره فهمیدم
اینجا کجاست
عشق چیست
و زندگی بدون دوست داشتن بی معنا ترین وازه خلقت است
امروز فهمیدم
قشنگ ترین نوشته های قلبم برای چیست
طپش قلبم هدیه بوئیدن کدام گل زیبای آفرینش است
و زیبا ترین نام برای نشستن بر قلب من چیست
دوستت دارم دل آرامم

اینجا غوغا تر از غوغاست
قلبم بر امواج پر خروش بیشمار ناملایمات موج سوار لحظه هاست
دستم تمنای محبتی بی منتها
و نگاهم بر دشت جنون دوخته
هنگام فریاد محبت است
سکوت را بشکن
علی


آسمان جای عجیبیست نمی دانستم
عاشقی کار غریبیست نمی دانستم
عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم

طپش قلبم , هدیه بوئیدن یاس
نگاهم , رویای شیرین انتظاری به وسعط خورشید
و آغوشم
بیتاب لمس نگاهت
نفسم تقدیم تو باد
( شعری از من برای تو - علی )
.jpg)
چیست در خماری چشمان زیبایت
که در سکوت بی حضورت
مست روزهای زیبای با توبودنم می کند
بوی نسیم خوش عاشقی فضای روزهای خوش با هم بودن را در شمیم پر رمز و راز محبت
فریاد می کند
آینده برای ماست
دوستت دارم دل آرامم

وقتی فهمیدم خیلی دوست دارم که
هر لحظه
هر ثانیه
و هر طپش قلبم رو با تو شریک بودم
دوست دارم عزیز دلم

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش
من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم
دوستت دارم
امروز صبح که بیدار شدم
دنبال یه گم شده تو خودم بودم
البته چند هفته میشه که همه چیز یه مدل دیگست
دنبال چیزی هستم که خودم هم نمی دونم چیه
اما می دونم چیزی هست
هوا یکم سرد شده
همینطور که خودم رو لای پتو می پیچم آروم سعی میکنم از جام بلند شم
اما دوست دارم یکم همونطور که تو جام یکم خواب و بیدارم فکر کنم
یه چیزایی تو وجودم بود
داشت شکل میگرفت
اما دیگه بلند شدم
یه ایمیل به دل آرام زدم
چند روزی می شد از خودش به من خبری نداده بود
به هر حال پیش دستی کردم و براش ایمیل زدم
بعد هم نمازم رو خوندم
یه حس غریبی دارم
ساعت نزدیک ۱۱ بود که با پدرم به مسجد محل رفتیم برای مراسم تاسوعا
اونجا که بودم همه چیز خوب بود
آروم بودم
یه ندای درونی تو وجودم موج زد
همه در حال عزاداری و سینه زنی بودند
اما من غرق افکارم بودم
ندایی از وجودم به قلبم صدایی رو تکرار کرد
صدای تکرار اشتباهات زیادی که داشتم
چقدر سخته وقتی آدم میبینه فکر میکرده چقدر آدم خوبی بوده و وقتی تو کارای خودش ریز میشه میبینه رو سیاهی بیش نیست
دلم بد جوری غوغا بود
حسابی دستم خالی شده بود
تو وجدان خود حسابی محکوم شده بودم
خدایا
از اینکه میشه انسان زود به خودش بیاد و بدونه کیه ؟ چیه ؟ چیکار داره میکنه ممنونم
کلی خودم رو سرزنش کردم
کارای چند ماه اخیرم خیلی بد بوده
وقتی غذای نذری مسجد رو گرفتیم و به خونه برگشتیم حالم خیلی بهتر بود
غذای نذری امام حسین و با جون و دل و آروم خوردم
بوی خوش نزری وجودم رو سرشار از عاشقی کرد
با خودم کلی قول و قرار گذاشتم و عهد کردم
خوشحالم که فرصت انسان بودن رو خدا ازم نگرفته
می خوام باز آدم شم
امید وارم که هیچ وقت کاری نکنیم که شرمنده و دست خالی پیش خدا ظاهر شیم
این جمله رو از خدا می خوام که همیشه یادم باشه که هر لحظه و هر ثانیه خدا شاهد ماست و همه دنیا جز خوبی پایانی نداره
خدایا
قلبم را سبک تر از قاصدک
وجودم را سبک تر از بال فرشته ها
و نگاهم را مبحوث عشق گردان
آمین یا رب العالمین
در اين شبها اگر باران بر چشمت فرو ريخت......كوير قلب من را هم دعا كن


As the Shapiro Thousandthey can not plain blue heaven , forget your eyes and I cannot forget . Not only your picture in my mind but in my heart is , I wish myapprehensions palace barrier in the run-up to my heart as forlove and my pains
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کارهموارۀ باران با دشت
برف با قلۀ کوه
رود با ریشۀ بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمهای با آهو
برکهای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز و طبیعت با ما!
عشقبازی به همین آسانی است .....
شاعری با کلماتی شیرین
دستِ آرام و نوازشبخش بر روی سری
پرسشی از اشکی
و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دلآرام و تسلا و مسیحای علی با قلبی
عشقبازی به همین آسانی است .....
که دلی را بخری
بفروشی مهری
شادمانی را حرّاج و رنجها را تخفیف دهی
مهربانی را ارزانی عالم بکنی
و بپیچی همه را لای حریر احساس
گره عشق به آنها بزنی
مشتریهایت را با خود ببری تا لبخند
عشقبازی به همین آسانی است .....

نيمه شب
از خوابم پا مي شم
نيستي پيشم
باز ديوونه مي شم


شب بود
تو بودی و نسیم مهربانی صدایت که در گوشم موج می زد
و دیگر هیچ......
و من در برگی دیگر از خاطرات زیبای عاشقی مینویسم
عشق
عشق
و دیگر هیچ ..............
و با تو میگویم , زیبا ترین فرشته زیبای عاشقی
با هر نفس در سینه ام
با بانگی از جوش و خروش
فریاد می سازم بلند
دوستت دارم مهربانم
ساعت لحظه با هم بودن رو به قلبم نوید داد و کنار رویای زندگیم با هم بودیم
تو برام از خودت گفتی ![]()
از شب قبل که خدارو شکر
خیلی بهت خوش گذشته بود و من از این بابت خیلی خوشحال شدم ![]()
از قلیون و دود ....... ( وای دلی اینجاش دیگه بد آموزی داره و نمیشه گفت )![]()
![]()
منم از روزم برات گفتم
بعد تو همین موقع بود که بوی غذای خوشمزه ای تو هوا پیچید
و تو رفتی واسه ناهار![]()
ای خدااااااااا منم که عاشق تاس کباب بودم دلم حسابی آب رفت دل![]()
دیگه بحث رفت رو کانال خوردنی و بستنی و اینکه اگه بشه دوست دارم یه کاری از این مدل کارا داشته باشم ![]()
مثل کبابی و بستنی فروشی و جیگرکی ![]()
دلی فکرش رو کن اسم مغازمون رو بزاریم علی جیگرکی![]()
![]()
بعد منم یکم از خاطرات دانشجویم برات گفتم ![]()
شب خیلی خوبی کنارت داشتم و با همه وجود به داشتن فرشته خوب و مهربون و دوست داشتنی مثل تو افتخار میکنم و با جون و دل دوست دارمممممممم ![]()
![]()
تو عشق زیبای منی
هم من تو ام
هم تو منی

You have to live moment to moment, you Have to live each moment as if it is the last Moment.
So don't waste it in quarreling, in Nagging or in fighting.
Perhaps you will not find the next moment even For an apology
![]()
I don’t know whatis this sense lover?
When will sit down, when the way, when sleep Ilove you when you have a voice that I love you, when silence is what Ilove you so you have with me that such a permanent comfortable?

When the sun
Is just starting to light the day
I am awakened
And my first thoughts are of you
At night
I stare at the dark trees
Silhouetted against the quiet stars
I am entranced into a complete
Peacefulness
And my last thoughts are of you

شب بود
سکوت بر گلوم موج می زد
من تنهاتر از هر شب , بر بی کسی و بی چیزی خود بر درگاه پر رحمت و مهربانت نشستم
و سکوت زیبا ترین نقاشی بامداد خسته دلان است
وقتی در عظمت بی مثالت غوطه بر اعماق جان بخش هستی میشوم
با ذکر بخشنده و مهربان
آرامش می جویم
تو اینجایی
نزدیک تر از من
و من بر دست مهربان و قدرتمندت تکیه می زنم
زیبا خدایی است
خدایا
پروردگارا
مهربانا
آن چنان کن که بر سحرگاه طلوع خورشید
رو سفید درگاه پر مهر و پر صفایت باشیم

و با تو می گویم
ای امام خوبی ها
ای امام مهربانی ها
ای علی جان
نام زیبایت بر جان بی مقدارم
روشنی بخش خروش پاکی ها ست
دست دعایت را بدرقه راهمان کن

قبل هر چیز بگم که امروز اینقدر تو این ماه رمضونیه دلم برای شیرینی و هر چیزی شیرین تنگ شده که روی ابراز احساساتم به َعشقم تاثیر شدید گذشته و احساساتم بوی خوردنی گرفته![]()
![]()
![]()
![]()
اول از همه یه سلام گرم و مخصو ص به عشق شیرین خودم که عین آیس پک شوکولاتی دوسش دارم و قدر یه بستنی وانیلی با تون فرنگی جوونمو براش میدمو تو یک کلوم میمیرم براش کنم ![]()
خوبی گلم ؟
خب بعد از احوال پرسی و چاق سلامتی برم سراغ خاطرات دو روز قبل![]()
ساعت ۲:۳۰ بود که عین دوتا کبوتر عاشق
, کنار هم اومدیم و من صدای نفسم رو شنیدم ![]()
![]()

نمیدونم چه کار خوبی کرده بودم یا خدا بی اندازه به من لطف کرده بودن که دلی کلی عکس قشنگ برام داشت ![]()
وای خدای من
با دیدن هر کدوم دل تو دلم بی قرار تر از قبل می شد ![]()
البته تا دلی تگفته زود بگم که ماشاله هزار الله نفسم عین فرشتهای بی مثاله ![]()
![]()
اینقدر مجذوب زیبایی عشقم بودم که میخواستم از مانیتور برم تو و چند تا بوس آب دار کنمش ![]()
خلاصه داشتم زیبا ترین فرشته خدارو می دیدم ![]()
دیگه هر چی دلی تعریف می کرد اینقدر تو رویا فرو رفته بودم که اینگار چیزی نمی فهمیدم ![]()
![]()
دیگه دل تو دلم نبود
باید صدای دلی رو زود میشنیدم ![]()
با کلی التماس و درخواست و تمنی
موفق شدم اجازه زنگ زدن به دل آرام رو بگیرم ![]()
دلی یکم از دست نوید ناراحت بود
البته زیاد نبودااااااااااااااااا![]()
فقط یکم
نوییییییییییییییییییییییید ![]()
خلاصه صحبتمون شروع شد و نزدیک ۱ ساعت بود که از روی زمین به آسمون رفته بودم و داشتم صدای فرشته خودمو میشنیدم ![]()
![]()
راستش صبح اون روز برای اولین بار بود که سیبیل خالی گذاشته بودم ![]()
اینقدر این سیبیل بهم می اومد که
.............. تا فردا نشده همه رو زدم اما چون دل آرام دوست داشت از من عکس با سیبیل ببینه فردا صبح زود چندتاعکس گرفتو سیبیلمو زود به باد دادم ![]()
خلاصه به قول عشقم بساطی داشتیم
از دوشنبه هم خانوم خانومای قلبم رفته کالج و منم اینجا کلی ذوق میکنم ![]()
دیروز هم با مامانی صحبت کردمو برای دلی خیلی سلام رسوندنو خدا رو شکر از وقتی رفتن باغشون حالشون خوب خوب هستو خدارو شکر لبخند دوباره رو لبشون اومده
خب ببینم چیزی جا نموند
نوووووووووچ
منم که خدارو شکر این جا همه چی خوب داره پیش میره و عین بیل میکنانیکی دارم کار میکنم ![]()
![]()
پایان .
وای داشت یادم میرفت
دلیییییییییییییی
عاشقنم دختر تا خداااااااااااااااااااااااااااا ![]()
اینم یه شعر از خودم تقدیم به دل دل خودم ![]()
امید وارم خوشت بیاد نفسم :
در انتظار دیدنت
در حصرت بوییدنت
با هر سکوت ثانیه
من انتظارت می شوم
در خلوت و تنهائیت
در سینه مهتابیت
همچون طلوع روز نوع
من اتظارت می شوم
در لابه لای بوسه ها
در آرزوی گونه ها
در حس زیبای تنت
من انتظارت می شوم
در لحظه لحظه عشق تو
در نقش و در تار تنم
در قلب من بانگی دمید
من انتظارت می شوم
ای عشق زیبای علی
ای کهکشان بی بدی
ای مهربان بی بدیل
من با همه هستی خود
من بوسه هایت می شم
من سرپناهت می شوم
من انتظارت می شوم
تقدیم به زیبایی چشمانت , که گرما بخش نگاهم شد
دوستت دارم دل آرامم

بنام خالق زیبایی ها
تا چشم به هم زدم دیروز شد امروز ![]()
شنبه - ۳۰ مرداد ۸۹
سحر که برای سحری بلند شده بودم اول از همه برای نفسم پیام گذاشتم که از حالش با خبر شم
دلم پیش دلی جوونم بود و موقع سحر دعا گو بودم ![]()
بعد از خوردن سحری بود
که یکم خوابیدم و ساعت ۸ بود که آمده شدم برم سر کار
ماشینم یکم خوب کار نمی کرد که ماشینم رو گذاشتم تعمیرگاه
و با آژانش رفتم تهران
هوا یکم از روزای دیگه گرم تر بود
یه سری لوازم تبلیغاتی سفارش داده بودم که آماده شده بود و برام فرستاده بودن دفترم ![]()
فکرم پیش عشقم بود
و یاهو مسنجر رو چک کردم ببینم از نفسم خبری دارم ؟
نزدیک ظهر بود که یه زنگ زدم چین تا یه سری لوازم جدید سفارش بدم
خلاصه هر چی من می گفتم نشد آخر بفهمونم چی میخوام و مجبور شدم خواسته هامو ایمیل کنم
به قول دلی بساطی داشتیم ![]()
![]()
دیگه تا عصر همه چیز خوب بود و ساعت ۵ بود که به سمت کرج حرکت کردم ![]()
یه سر هم دفتر کرج رفتم و دیگه ساعت ۸:۳۰ بود رسیدم خونه
بعد از افطار هم مسنجرم رو چک کردم و دیدم دلی جووونم ۲:۳۰ میاد با هم باشم ![]()
![]()
![]()
دلم برات خیلی تنگ شده همه زندگیم و ثانیه شمارم تا بیای با هم باشیم فرشته مهربونم ![]()
![]()
این شعرم تقدیم پاکی قلب مهربونت ![]()
نفس در سینه حبس
صدای زیبای عاشقی مهمان قلب ماست
در ساز زیبای بودنت می سرایم
دوستت دارم مهربانم ![]()




